حق گو بلوچ

نخستین وبلاگ سه گانه سوز سیستان وبلوچستان(طنز،خبرو تحلیل)

تشکیل گروه مشاوران جوان فرمانداری،قدمی است برای توسعه شهرستان قصرقند

تشکیل گروه مشاوران جوان فرمانداری،قدمی است برای توسعه شهرستان قصرقند

پنجشنبه بیست و هشتم فروردین ماه سال جاری،ساعاتی بعد از نماز ظهر در مسجد جامع مکی قصرقند بود که معارفه ی سرکار خانم ریگی به عنوان اولین فرماندار زن در کشور با حضور استاندار محترم سیستان و بلوچستان صورت گرفت،مسجد انبوهی از جمعیت را در خود جای داده بود در گوشه ای از مسجد نیز زنان و بانوان نشسته بودند و منتظر معارفه ی فرماندار و سخنرانی ایشان بودند تا به شناخت بیشتری نسبت به ایشان دست یابند،انتظارات به پایان رسید و سرکارخانم ریگی به ایراد سخن پرداختند،ایشان در لابه لای سخنانشان نکته ای را بیان کردند که تشویق گروهی از جمعیت را در برداشت(هر چند مسجد بود و نباید این کار صورت میگرفت و شاید بهتر بود صلواتی فرستاده می شد)،و آن جمله ی بها دادن و توجه کردن به جوانان بود،عرض کردند که در دوره ی فرمانداریشان، گروه مشاورین جوان را شکل خواهند داد تا بستری برای حضور جوانان و نخبگان شهر فراهم آید،لیکن امروز با گذشت بیش از سه ماه از آن روز،خوشبختانه شاهد آن هستیم که این اقدام مهم و مسرت بخش صورت گرفت و فرماندار محترم شهرستان قصرقند،طی حکمی جناب آقای عطاءاله کدخدایی را به عنوان مسئول گروه مشاوران جوان فرمانداری قصرقند برگزید.

دغدغه ای که اکثر جوانان دانشگاهی قصرقند داشتند همین مسئله بود که متاسفانه از جوانان تحصیلکرده در رشته های مختلف تحصیلی، هیچگونه نظرخواهی ای نمی شود،این موضوع جوانان قصرقند را دچار فقدان اعتماد به نفس کرده بود و شادابی فکری و روحیه ی اجتماعی  آنان را نیز تخریب کرد بود.به شخصه معتقدم جوانان شهرستان قصرقند سرشار از ایده و خلاقیت هستند،قطعا استفاده از نظرات جوانانِ صاحب اندیشه می تواند مسیر توسعه ی هر شهری را تسهیل نماید،جوانان ما با افکار،اندیشه ها و ایده های خلاقانه ای که دارند می توانند راهکارهای مناسبی را به مدیران شهرستان ارائه نمایند و همراهان مناسبی برای آنان،در پیشبرد اهداف توسعه ایِ شهرستان باشند.

در پابان از سرکار خانم ریگی فرماندار محترم شهرستان قصرقند،بخاطر حسن ظن و توجه ویژه ی ایشان به جوانان این شهرستان،کمال تشکر و امتنان را دارم.

                                                                                                   جوانی از بلوچستان

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 0:20  توسط حق گو   | 

ستاد رویدادهای منطقه آزاد چابهار تاسیس شد

سعیدرحمانی مسئول ستاد:برگزاری جشنواره مونسون به عنوان یکی از اولویت‌های این ستاداست.


 

به گزارش خبرگزاری تسنیم از چابهار، امروز در چارچوب مصوبه شورای معاونان دبیرخانه شورای عالی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی و ابلاغ احمدی افزادی مشاور ارتباطات و رسانه مبنی بر تشکیل ستاد رویدادها، سعیدرحمانی به عنوان عضو این ستاد در شورای عالی مناطق آزاد و مسئول تاسیس و هدایت این ستاد در سازمان منطقه آزاد چابهار منصوب شد.

هدف از تشکیل این ستاد هماهنگی و تبادل نظر در زمینه تهیه و تدوین تقویم رویدادهای داخلی و خارجی، برنامه‌ریزی موضوعی و اولویت‌گذاری رویدادها بر اساس اهداف منطقه، هماهنگی اجرای تبلیغات محیطی، رسانه‌ای و اطلاع رسانی، تشویق بخش خصوصی به اجرای رویدادها در منطقه، نظارت بر حسن اجرا و برگزاری رویدادها در منطقه و تدوین بانک اطلاعات مجریان برگزاری رویدادها در منطقه و معرفی وی به ستاد رویدادهای دبیرخانه شورای عالی مناطق آزاد در منطقه است.

مسئول ستاد رویدادهای منطقه آزاد چابهار با اشاره به ساختار و شرح وظایف این ستاد، از تشکیل این ستاد متشکل از مدیران، کارشناسان و نمایندگان بخش‌های مختلف سازمان در آینده نزدیک با نظر و حکم مدیرعامل سازمان خبر داد.

سعید رحمانی اظهار کرد: در ایجاد رقابت سالم داخلی و بین المللی ضرورت دارد هر منطقه توانمندی‌ها و ظرفیت‌ها را ارائه کند تا بتوان به اهداف تعریف شده در چارچوب آیین نامه ابلاغی رسید.

وی از برنامه‌ریزی برای برگزاری جشنواره مونسون به عنوان یکی از اولویت‌های این ستاد نام برد و افزود: چابهار در تقسیم بندی‌ها منطبق با طرح توسعه و گردشگری جزو منطقه 7 کشور محسوب می‌شود به طوری که در کنار استان‌های سه گانه خراسان و سیستان و بلوچستان منطقه شرق کشور را پوشش می‌دهند.

مسئول ستاد رویدادهای منطقه آزاد چابهار گفت: منطقه آزاد چابهار به نوعی دروازه ورود گردشگران به این منطقه قلمداد می‌شود و از طرفی قرابت این منطقه با دریای عمان و اقیانوس هند، جایگاه کم نظیری از نظر توسعه گونه‌های پرطرفدار گردشگری به ویژه گردشگری دریایی و ساحلی به آن می‌بخشد.

رحمانی بیان کرد: باید یادآور شد که طبیعت بکر و بی‌نظیر این منطقه که محصول اقلیم و موقعیت جغرافیایی آن است که به حق صفت نگین شرق کشور را مسما جلوه می‌دهد.

شایان ذکراست قبل این مهندس ترکان دبیر شورایعالی مناطق آزادوویژه اقتصادی کشورازسعید رحمانی به خاطر موفقیت در امراطلاع رسانی درروابط عمومی منطقه آزاد تجاری  صنعتی چابهارتقدیروتشکربعمل آورده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعت 0:5  توسط حق گو   | 

دانشگاه جامع علمی کاربردی شهرداری چابهار برای مهرماه ۹۳ دانشجو می پذیرد.

دانشگاه جامع علمی کاربردی شهرداری چابهار برای ترم مهرماه ۹۳ در مقطع کاردانی ناپیوسته بدون آزمون در یازده رشته مختلف دانشجو می پذیرد. به گزارش خبرنگار ما از چابهار یونس بلیده معاون آموزشی دانشگاه جامع علمی کاربردی شهرداری چابهار با تایید مطلب بالا گفت: با به توجه اولویتهای شهر و منطقه شش رشته کاردانی حرفه ای شامل: مدیریت امور اداری. مدیریت امور دفتری. حسابداری دولتی. حقوق ثبتی . امداد سوانح و امدادونجات شهری هستند. یونس بلیده اظهار داشت: دیگر رشته های این دانشگاه، کاردانی فنی شامل: معماری شهری ، شهرسازی ، عمران حمل ونقل شهری ،فن آوری اطلاعات خدمات الکترونیکی شهر و نرم افزار برنامه سازی کامپیوتر می باشند. ایشان اضافه کرد: این گروهها آموزشی مدیریت و خدمات اجتماعی و صنعت هستند که جنسیت های زن و مرد می توانند به تحصیل در این دانشگاه بپردازند. وی گفت: داشتن دیپلم سه ساله جدید و نظام آموزشی قدیم متوسطه و داشتن کارت پایان خدمت یا معافیت پزشکی و در صورت نداشتن غیبت از معافیت تحصیلی دانشگاه به مدت دو نیم سال بهره مند گردند از شرایط ثبت نام هستند. معاونت آموزشی دانشگاه جامع علمی کاربردی شهرداری چابهار خاطر نشان ساخت:  این دانشگاه با شرایط ویژه حدالمقدور تشکیل کلاسها در ساعات غیر اداری ، بهره مندی از وام شهریه ، تقسیط شهریه برای دانشجویان کم بضاعت و سایر شرایط اختصاصی دانشگاه  خواهد بود که داوطلبان می توانند از ۳۱ تیرماه جاری تا 6 مرداد ماه با مراجعه به سایت اینترنتی سازمان سنجش(www.sanjesh.org)ثبت نام و نسبت به خرید کارت اعتباری اقدام نمایند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 1:37  توسط حق گو   | 

درخواست همیاری

درخواست همیاری/ چراغ عمر این جوان ساربوکی رو به خاموشی است آیا نجات دهنده ای است

 


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بخش ساربوک :
آقای نصیرریسی مبتلا به تومور مغزی می باشد. وی بارها تحت درمان بوده و امروز صبح در بیمارستان امام خمینی تهران یک عمل داشته ، برای ادامه ی معالجات خود نیازمند یاری انسان دوستانه همشهریان و هم استانی های عزیز می باشد.


دوستان عزیز هیچ کدام از ماهها به قادری خداوند شکی نداریم و تقدیر را از کارهای رب العالمین میدانیم هیچ کس نیست بگویید فردا برایش چه پیش خواهد آمد .زندگی غم انیگز این جوان ساربوکی را کمتر کسی است نشنیده باشد جوانی با هزاران امید و ارزو مثل تمام جوانان،اما با مریضی که برای او پیش امد و باعث ایجاد تومور بدخیم در قسمت سر او گردید که زندگی اش رابه رنگ سیاهی کشید واگر هم به ادامه علاجش نپردازد عواقب سخت تری برایش پیش خواهد آمد وقتی که پیش از عمل با خودش هم صحبت شدم گفت صحت وسلامتی از همه چیز برایش عزیزاست دوست دارم صحتم را بدست بیاورم اما هزینه درمانش خیلی سنگینی دارد که از عهده خانواده ام خارج است و بایدمنتظرعواقب سخت تردرزندگی باشم و بارها به نهاد های دولتی مثل کمیته امداد و بهزیستی مراجعه کردم اما هیچ خدماتی در یافت نکرده ام لذا ازشما خیرین تقاضای کمک های مادی و معنوی دارم خواهشمند است دست کمک و یاری به سوی این بنده حقیررا داشته داشته باشید

6037701102893887 شماره کارت بانک کشاورزی بنام نصیر ریسی

‏‎حساب 480285282 بانک کشاورزی شعبه ساربوک


مولوی فضل‌الله ریسی امام جمعه محترم بخش ساربوک در جریان کامل روند درمان و عمل این مریض هستند
 

شماره تماس مولوی ریسی : 09153454112
 


لازم به ذکر است هزینه عمل نامبرده 300 میلیون ریال میباشد با توجه به اینکه خانواده ایشون کم بضاعت میباشد توان پرداخت همچنین هزینه ای را ندارند

دوستان در صورت تمایل دوستانی که کمک میکنند مبلغ کمک و کد پیگیری رو بصورت واتساپ یا پیامک به شماره 09151958364 اعلام کنند
 
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام تیر 1393ساعت 22:49  توسط حق گو   | 

اندراحوالات ضیافت افطاری لیدرالدین سرحدی درمیرجاوه/خدا پدر بیسکویت مینو و نوشابه کوکاکولا را بیامرزه

 

آن شیخ همام آنکه است پادوی وکیل و سردار چو غلام لیدری می کند در سرحد زمین اما طبل تو خالیست نصیبش نشود فردوس برین شیخ لیدرالدین سرحدی ملقب به مجردالدین مادالعمری حضرت فلانی حفظه الله علیه

در وصف شیخ لیدرالدین برگ زرینی در تاریخ سرحد نگاشته شد به ضیافت افطار و دبوج در میرجاوه و چنین آورده اند اندر احوالات این ضیافت افطاری زعمای قوم سرحد و مکران زمین روزی یعنی دیروز وقتی نخستین فرمون دار بلوچ (حضرت میهنی) بر مسند این صدارت نشست لیدرالدین زعمای قوم را دعوت همی نمودی دعوت شدگان از ریاضی دان و منجم و دانشجوی ۹۰ساله حضرت پرویز گرفته تا شیخ اجل محمودخان غزنوی سرحدی خوش لسان و خوش مرام و نیز طبیبان هیرانشهری دکتر دادگر و امینی فرد و دکتر ین مسلم علوم هسته ای دکتر سنجرانی و دکتر مجاهد و نیز هم نام شیخ لیدرالدین عیدمحمد ریگی و مهدی گرگیج جمع دوستان جمع بود و بزم عارفانه و شاعرانه بود به امید ترونچه اما آنان ترونچه را درخواب دیدند چون اشتران پنبه دانه جای پنبه دانه خوردند آش و خرما و جای ترونچه بیسکویت مینو ساقه طلایی کرمدار با نوشابه شیشگی نه خانوادگی ...
گویا بخت یار نبود و ناکو مراد سربازی بمپور را شهرستان نکرد و حضرت میهنی به کوردهاتی به خیر و برکت سناتور حمید به چنین صدارتی دست پیدا همی کرد و چنین افطاری و دبوج تاریخی رقم خورد و زعمای قوم به جای ترونچه سردار و سناتور حمید از دکان سنجروک میرجاوه ای بیسکویتی ونوشابه ای ازجیب مبارک خریداری کنند و لنگ پهن کنند و مقابل دکان تبلیغ جماعتی واردبوج کنند.
اما گویند بعد از صرف این دبوج زعمای قوم به امراض روده ای از جمله اسهال و استفراغ مبتلا همی گشتند طبیبان کاروان تشخیص دادند این مرض ساری علتش خوردن بیسکویت مینو و نوشابه شیشگی تاریخ مصرف گذشته بوده البته حضرت پرویز از ناحیه دندان هم به دلیل نبود در بازکن صدمه دید و اورژانس فوری مریضان رابه فلکه میرجاوه و بیمارستان خاتم زاهدان اعزام همی نمودی و اکنون در بخش مراقبت های ویژه تحت نظر همی باشند البته حال مهدی گرگیج و عیدمحمد ریگی به دلیل مصرف بالای بیسکویت و نوشابه وخیم اعلام شده است.
اما مفسران و تحلیل گران سیاسی از این ضیافت و پذیرایی تاریخی شوکه شده اند چرا که اتاق فکر لیدرالدین با این تفاسیر به هم خورده و در الکشن( انتخابات )دوره چهارم سناتور حمید را به سرمنزل مقصد نبرد گر چه خاش قطع الرجال است اما این دوره با این اوضاع وفق مراد نخواهد بود و این حرکت لیدرالدین موجب تخریب سناتور حمید شده است.
وقتی شیخ لیدرالدین دار فانی را وداع گفت منکر و نکیر با گرز آتشین بر بالین وی فرود همی آمدند و گفتند این چه حرکت زشت ونا بخردانه ای بود که بازعمای قوم بلوچ انجام دادی تازه ما میخواستیم شما را در این دنیای ابدی با برات دهمرده محشور کنیم . شیخ نعره ای کرد و گفت: مرا عذاب ندهید من در رستوران پدیده شاندیز منزل آب زاهدان جبران همی کنم.
حال با این تفاسیر شما کدامیک از مجازات را برای لیدرالدین پیشنهاد می کنید؟ جواب را به شماره واتساپ اینجانب ارسال نمایید.
۱. شیخ به زاهدان ممنوع الورود شود.
۲. شیخ در میرجاوه تبعید شود.
۳. شیخ مجازات تنبیهی از نوع شلاق شود.
۴. شیخ از طریق مولانا طلب مغفرت کند.
۵. به شیخ زنی پیرزال ۷۵ ساله دهند.
محمد جواد صادقی/ چلگ گرماگ۹۳

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام تیر 1393ساعت 0:0  توسط حق گو   | 

عضو هیأت رییسه کمیسیون اقتصادی مجلس به باشگاه ورزشی خودروسازان پیوست!

 

 

روز گذشته عضو هیأت رییسه کمیسیون اقتصادی مجلس با امضای قراردادی به عنوان پست دفاعی باشگاه ورزشی خودروسازان کشور پیوست.

به گزارش اختصاصی تفتان، محمدسعید اربابی در دفاع از این باشگاه گفت: خودروسازان در افزایش قیمت اصلاً تقصیر ندارند! کسی به این باشگاه برچسب نزند و آنان کار خود را به نحو احسن انجام می دهند و این افزایش قیمت را در قیمت تمام شده قطعات یدکی بدانید.

نماینده ایرانشهر در مجلس افزود: کیفیت خودروی ملی در حد تیم ملی است ما در کشوری اسلامی زندگی می کنیم و کاری به استانداردهای اروپایی و بلاد کفار و مشرکین نداریم و خودمان براساس معیارهای اسلامی کیفیت خودروها را می سنجیم.

اربابی تصریح کرد: ملت اصلاً دلواپس آتش گرفتن موردی خودروها نباشند و اگر این خودروهای اعلای ملی باعث آلودگی هوا میشوند باز مشکل خودروسازان نیست مشکل از بنزین ساخت وطن است.

وی تأکید کرد: خودروی ملی آنقدر ایمن است که به سرنشین هیچ آسیبی نمی رسد ولی موتور خودرو مثل جگر زلیخا به بیرون پرت می شود! ایمنی به این می گویند.

عضو هیأت رییسه کمیسیون اقتصادی مجلس خاطر نشان کرد:‌دیگر نبینم کسی به ساحت مقدس خودروسازان اهانت کند اگر کسی خواسته خودمان بهش ۴۵روزه تحویل می دهیم.

 

محمدجوادصادقی/تیرماه ۹۳

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت 1:47  توسط حق گو   | 

قابل توجه فنوجی ها

سلام-اینقدر جوالدوز به بقیه زدیم!امروز میخوام یک سوزن به خودمون بزنیم!


از اونجایی که بنا براین بوده که مطالبم مختص به شهرمونه ومطلبی ونقدی از شهر دیگه یا موضوعات رو نداشتم واغلب خوانندگان خودی هستن وغریبه هم بین ما نیست! پس یه کم خودمونی باهم حرف میزنیم! فرض کنید یکنفر از یه جای دیگه بیاد شهرستان ما بدون اینکه هیچ سابقه ذهنی از این شهر داشته باشه ودایم هم تو گوشش مردم مهماندوست وبا احساس فنوج رو نخونده باشن واقعا مناظری که بعد از 2روز میبینه نشان دهنده مهمانوازی وبا احساسی ماست؟ قصد من سیاه نمایی واین حرفا نیست میخوام حرفایی که هممون میدونیم ولی رومون نمیشه بهم بگیم رو بزنم میدونم الان میگین با یه گل بهار نمیشه_رک وراست بگم منم خودمو از حرفایی که گفته میشه استثنا نمیدونم اصلا هم قصد نصیحت رو ندارم بی پرده بریم سر اصل مطلب در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت 1:37  توسط حق گو   | 

برای مردم غزه

 

وبلاگ جوانی از بلوچستان:در بحبوحه ی جام جهانی فوتبال2014 در قاره ی آمریکای جنوبی،زمانی که بازی ها به اوج حساسیت خود رسیده بود،برزیل میزبان با تمام ادعایش در نیمه نهایی توسط آلمان گلباران شد و از جام خداحافظی کرد،چه اشکهایی که در دو طرف زمین ریخته نشد اشکهایی ناشی از غم و حسرتِ بازیکنان برزیلی و طرفدارانش از باخت و آن سوی دیگر،اشکهایی ناشی از ذوق و خوشحالیِ صعود آلمانی ها!!چه تفاوت عمیقی میان اشکهاست!!اما برادر!!خبر داری این سوی کره ی خاکی چه خبر است؟؟ در آسیا،در باریکه ای به نام نوارغزه،کودکان و نوجوانان،زنان و مردان،پیرزنان و پیرمردانِ غیرنظامی وبی دفاع،توسط  مغول منشان رژیم صهیونیستی بمباران و گلوله باران شدند،چه خونهایی که ریخته نشد و چه اشکهایی که جاری نگشت،اشکهایی ناشی از غم و اندوه!! اشکهای ماردی که جسم بی جان و خون آلود کودک ِدر قنداقش را به جای آغوش پرمهرِ خویش،محکوم به دفن آن در زیر خاک است،اشکهای کودکی از غم واندوه از دست دادن مادر،کودکی که دیگر هیچوقت طعم شیرین مهر و محبت مادری را نخواهد چشید،کودکی که دیگر هیچوقت آغوش گرم مادر پناهگاهش نیست،اشکهای مردی بر جسد همسر مهربانش،اشکهای پدری بر جسد فرزند و جگرگوشه ی نوجوانش،اشکهای نوجوانی که تمام خانواده اش شهید شده اند و سقف خانه برسرشان آوار شده،دیگر نه پناهی دارد و نه سرپناهی!!آری برادر،می بینی چه تفاوت عمیقی میان اشکهاست؟؟درغزه امید و آرزو به یأس و ناامیدی مبدل شده است،رویاهای شیرین به کابوس تلخ تبدیل شده است،کودکان یتیم شده اند و زنان بیوه و سیاه پوش گشته اند،مردم شهر بی خانمان شدند،اما مگر می شود انسان بود و با دیدن این صحنه ها دلها نلرزد؟؟مگر می شود انسان بود و با دیدن این وقابع بی اختیار اشک نریخت؟؟کجایند مدعیان حقوق بشر؟؟کجایند آنهایی که ادعای دفاع از مسلمانان را دارند؟؟

مردم مظلوم غزه،دلهای ما با شماست،کاری از دستمان بر نمی آید،ولی دستهایمان به سوی بالاست...دعایتان می کنیم!! خدا با ماست

                                                                                               

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت 1:32  توسط حق گو   | 

توپ همچنان در زمین بلوچستان / بازی به وقت اضافه کشیده شده است

 

پایگاه خبری تحلیلی تفتان: بازی جالب و دیدنی حذف نام بلوچستان به وقت اضافه کشیده شده است. تیم گلزمین از ترکیب بسیار خوبی برخوردار است بازیکنان حرفه ای این تیم متشکل از: ملاصاب، ناکومراد، واجه میرمراد، حاجی حمید و یک بازیکن از باشگاه منچستر یونایتد انگلستان این بازیکن پیر و حرفه ای علی رغم شکستهای سنگین هنوز اعتماد به نفس خود را از دست نداده است.

ابتدا ناکومراد بازی را با سوت داور (ع س. ب) و گرداننده ی میدان شروع کرد. چندین دریبل عالی و قیچی جانانه از سد حاج علی عبور می کنه و با جمشید با پیراهن شماره ده تک به تک میشه؛ جمشید خیلی تلاش می کنه توپ را از ناکو مراد بگیره و صاحب توپ بشه اما ناکومراد به صورت ضرب الاجلی سانتر می کنه به رئیس صفدر؛ رئیس صفدر یک پاس ناقص میده به همکارانش و  همچنان توپ در زمین بلوچستان به نفع سیستان میمونه تماشاچیان مات و مبهوت از حرکت رئیس صفدر فریاد هورا سر می دهند.

ملاصاب از فرصت استفاده میکنه و از نقطه صحن علنی پارلمان پاسی که از طرف یک بازیکن تیم مقابل (سیستان) و به احتمال زیاد از پروفسور دریافت میکنه میزنه به برجک حاج حسن اما گویا این سانتر عجیب و دیدنی با چاشنی استکبار جهانی و  دشمنان اسلام عجین شده بود! از سمت چپ دروازه حریف به اوت می ره و گلی به ثمر نمی رسه اگر این گل احیاناً به ثمر می رسید ملاصاب در دور برگشت بازی از سوی فدراسیون فوتبال روی نیمکت ذخیره ها می نشست.

در این موقع مجدداً ناکومراد وارد صحنه میشه و اعلام میکنه لطفاً شلوغه نکنید! چون ممکن است جای دو تیم بلوچستان و سیستان عوض بشود.

حاجی حمید از دیگر بازیکنان تیم بلوچستان وارد زمین میشه و فقط یک پاس نیمه جان به زمین حریف وارد می کنه که هیچ خیر و برکتی نداشته است.

واجه میرمراد که از بازی دوره مقدماتی صدمه دیده روی نیمکت ذخیره ها نشسته و اجازه ورود به بازی را ندارد چون ایشان معتقد است امتیاز باشگاه بلوچستان به افراد واجدالشرایط فروخته شود.

بازیکن خارجی و سراوانی الاصل تیم بلوچستان که در باشگاه منچستریونایتد انگلستان حضور دارد با اعتماد به نفس همیشگی در یک مصاحبه تلویزیونی علل ناکامی تیم بلوچستان در دقایق پایانی و وقت اضافه را حاج علی و واجه میرمراد عنوان می کند! این بازی همچنان ادامه دارد...

 

محمدجوادصادقی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393ساعت 21:0  توسط حق گو   | 

خالد آهوپا مشاور امور جوانان فرماندار ایرانشهر شد

 
 
طی حکمی از سوی نبی بخش داوودی فرماندار ایرانشهر ،خالد آهوپا از جوانان تحصیکرده بلوچ به سمت مشاور جوان فرماندار منصوب شد.
  

به گزارش ندای زاهدان طی حکمی از سوی نبی بخش داوودی فرماندار ایرانشهر ،خالد آهوپا از جوانان تحصیکرده بلوچ به سمت مشاور جوان فرماندار منصوب شد.

متن حکم به شرح ذیل است:

جناب آقای عبدالخالد آهوپا

سلام علیکم؛

با توجه به نعهد و شایستگی و علاقه جنابعالی نسبت به مسائل جوانان از امروز بعنوان مشاور اینجانب در امور جوانان شهرستان ایرانشهر منصوب می گردید.

امید است نهایت تلاش و جدیت خویش را برای تحقق اهداف این قشر خلاق مصروف دارید.

در پایان موفقیت شما را از ایزد منان مسئلت دارم.

نبی بخش داووی / فرماندار ایرانشهر

   
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393ساعت 22:18  توسط حق گو   | 

خرمای شیرین بلوچستان محبوس در سردخانه ها / خرمای مکران همچنان بلاتکلیف و حیران

 
به اعتقاد یکی از کشاورزان اهل ایالت مسکو (مسکوتان) ۷۰ درصد از خرماهای سال گذشته حبس هستند و اکنون که زمان پخش کارتن خالی خرما و پیش پرداخت توسط دلالان عزیز است اصلاً خبری ازشان نیست.

 

پایگاه خبری تحلیلی تفتان- محمد جواد صادقی: بله دوستان من خرما هستم میوه ای شیرین با هسته ای سخت که از هسته ش زندانیان تسبیح درست می کنند تا مسلمانان تعداد ذکر سبحان الله را با آن بشمارند برخی معتقدند من میوه ای از میوه های بهشتم البته حضرت آدم و حوا به خاطرخوردن من از بهشت بیرون رانده نشدند بلکه آن میوه ای دیگر بود حال چطور من از بهشت به دنیای فانی آمدم خودم خبر ندارم.

ما فک و فامیل زیادی داریم که در کشورهای مختلف زندگی می کنند. در ایران علاوه در بلوچستان در استانهای کرمان، هرمزگان، فارس و خوزستان به وفور پیدا می شویم اصیل ترین و در واقع ملکه الیزابت خرماها "مضافتی" است که در شهر بم کرمان اسم و رسم در کرده است البته خرمای سراوان و چانف و آهوران هم کمتر از خرمای مضافتی بم نیست اما خوب اصطلاح است که بادمجان بم آفت ندارد و مثل پسته رفسنجان و زعفران خراسان مارک تجارتی شده است.

سختی و زحمت پرورش و باردهی ما را کشاورزان می کشند به طوری که به صورت اجبار تا برداشت کشاورزان پنج بار از تنه ی ما بالا می روند بماند چند تا خار از نوع خارهای وحشی به جسم و جانشان فرو می رود چند روز پیش کشاورزی در سومین مرحله ی بالا رفتن از تنه ی من در روستای هیچان نیکشهرسقوط کرد و جان خود را از دست داد.

خیلی ها در راه رسیدن به طعم شیرین من جان خود را از دست داده اند البته خیلی ها از هلاکت من سوء استفاده می کنند و بابت ار دست رفتن من دروغکی پول بیمه نخیلات می گیرند.

نسل ما در بخش کهنسال و  ۷۵ ساله ی بمپور به دلیل غضب خدا و آن بنده ی خدا ناکومراد در حال انقراض است در بسیاری از جاها معتادان معزز ما را بدون هیچ جرم و گناهی آتش می زنند.

مقدار زیادی از ما از سال گذشته تاکنون در سردخانه های شهرهای مختلف بلوچستان بدون هیچ جرم و گناهی بلاتکلیف یخ زده ایم حتی پزشکی قانونی و اداره کل جهاد کشاورزی استان سیستان و بلوچستان دستور کالبد شکافی و علت مرگ و سردرگمی ما را نداده اند.

استاندار محترم که الا ماشالله فقط حرف می زند و تو فیسبوکش هی می نویسد و با جوانان و پرهیختگان فالوده و بستنی می خورد و کارهای مد روز سیاسی می کند.

به اعتقاد یکی از کشاورزان اهل ایالت مسکو (مسکوتان) ۷۰ درصد از خرماهای سال گذشته حبس هستند و اکنون که زمان پخش کارتن خالی خرما و پیش پرداخت توسط دلالان عزیز است اصلاً خبری ازشان نیست گویا از ابتدای به ساکن منصرف شده اند.

حالا بماند کارتن های آنان با مارک خرمای مضافتی بم است و خرمای بلوچستان را به ملت همیشه در صحنه ی ایران قالب می کنند که از استاندار و مدیرکل جهاد کشاورزی انتظار می رود به دلالان گرانقدر توصیه کنند خرمای بلوچستان را به جای خرمای بم و کرمان به ملت قالب نکنند.

در خاتمه از نمایندگان محترم که در حوزه استحفاضی شان فک و فامیلای ما هستند میخواهیم به جای پرداختن به کارهای صنفی این مشکل و معضل کشاورزان بلوچستان را به وزیر جهاد کشاورزی گوشزد کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393ساعت 22:12  توسط حق گو   | 

به کودک گریان غزه.....

به کودک گریان غزه.....

 

آنجا گربه ها گریانند

آرژانتین کشوره اسطوره ها

اسطوره های فوتبال

مارادونا و مسی

کاپ را به منزل نیاوردند

 

اما اینجا

 

سرزمین زیتون های رنگین

رنگ خون

کودکان گریانند

کودک غزه گریه کن

صدای بمب و انفجار

ناله ات از بمب رساتر

گوش شنوایی نیست؟!

 

داعشی ها کجایید؟!

جهاد جهاد!

چرا سوی دگر می رویید ؟!

سوریه، عراق، پاکستان، افغانستان!

حکم جهادت کجاست؟!

 

غزه و خان یونس

چشم به راهند

الله اکبر؛ الله اکبر

 

 

 

محمدجواد صادقی

 تیرماه ۹۳

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393ساعت 22:7  توسط حق گو   | 

دشتیاری آخرایران نیست

 

جوانان صدیق زهی:دشتیاری که نمی دانم با کدامین اوصافش بیان نمایم ،از زمین های حاصلخیزش گویم  یامردمان مهمانواز و خونگرمش . از ولایتمداری شان گویم یا از بی ادعابون شان . اما با وجود این همه این اوصاف ،از تبعیض روا داشته شده به سرزمین مادریم گلایه دارم . گلایه دارم از ظلم های روا داشته به برادارن و خواهران مظلوم سرزمینم 

وقتی دردهای و رنج های جوانان سرزمین را از نزدیک حس می کنم این جوانان پاک را لایق رنج و غم نمی دانم . جوانان سرزمینم که سالهاست انتظار یک زمین فوتبالی را می کشند که یک جوان پایتخت حاضر نیست حتی در ان قدم بزند ،جوانان دشتیاری آرزوی یک دست پیراهن ورزشی را دارند که یک جوان پایتختی حاضر نیست ان رابپوشد.

از هرچه بگذریم اما از تبعیض های روا شده به ورزشکاران دشتیاری نمی توانیم بگذریم آیا وقت ان نرسیده که برای فاتحه  تبعیض وبی عدالتی بخوانیم

 معروفیت ،نام ونشان فوتبال دشتیاری بر همگان واضح و روشن است گرچه امروزه از آوازه و اعتبارآن کم شده، اما بی نام و نشان نشده ،خاطرات و نقش های جوانان قدیم دشتیاری هیچ گاه از اذهان پاک نخواهد شد

فوتبال  ورزش اول جوانان این مرز و بوم هست جوانانی که زمین های خاکی را چند وقتی برای تفریح و وقت گذرانی انتخاب می کند تا به زخم های روا داشته شده به انها، اندکی الیتام بخشند

فوتبالی که امروزه نقشی بالاتر از دیپلماسی و یکپارچگی در کنارعرصه  رقابت دنبال می کند و هر اندازه گسترده فوتبال بزرگتر شود تاثیران نیز در اتحاد و یکپارچگی بیشتر می شود.

به همین تعبیر و ترتیب ، تیم فوتبال یک دهستان ، شهر ، شهرستان ، استان یا کشور هم میتواند یکی از موجبات انسجام و اتحاد مردم آن باشد و آنان را برای همدلی و هم افزایی اهالی یک سرزمین نقش حیاتی در انسجام یک ملت ایفا کند

اما با وجود تمامی ناملایمات و تبعض ها ،فوتبالیست ها ی دیارم  آرزو  دارند تا روزی خودشان افتخار آفرینی را برای کشورمان را به دست  آورند وهیچگاه دست از تلاش بر نمی دارند تا روزی که ارزوی دیرینه آنها مثمر ثمر واقع شود

درراستای همین منوال و برای احیای ورزش اول دشتیاری قدم های برداشته شده ،قدمهای که تا رسیدن به مرز موفقعیت فاصله ها دارد.اما از ان جای که خواستن” توانستن” است این کوه مشکلات نیز قابل پیمودن هستند.

حضور در لیگ شهرستان چابهار و زیر گروه استان  خواسته فوتبال دوستان دشتیاری محسوب می شود که همتی والا و عزم جدی را می طلبد که بدون شک با حمایت مسئولین امر و معتمدین دشتیاری محقق نخواهد شد.حضوری موفق بدون شک با اتحاد و برنامه ریزی عالی و پشت سر گذاشتن مشکلات بدست می اید

برنامه های کارشناسی شده ، با استفاده از تجربیات پیشکسوتان فوتبال دشتیاری و استفاده از تمامی ظرفیتها و پتانسیل های ورزشی و غیر ورزشی،با در میان گرفتن نقش اتحاد ،مسئولیت پذیری و روحیه ورزشکاری و ایجاد انگیزه در نسل های بعدی گامی هرچند کوچک و اما با برنامه در راستای پیشرفت فوتبال برداشته شده که حضور در لیگ شهرستان چابهار ،اولویت برنامه فوتبال دشتیاری است  اما انبوه مشکلات می توانند موانعی در برابر خواسته مردم و فوتبال باشد با توجه به بی بضاعت بودن قشر ورزشکار ،مشکل مالی نمونه ای از این موارد است

 مشکل مالی موجب شده تا فوتبال دشتیاری حضوردر لیگ شهرستان چابهار عطا را به لقایش ببخشد مشکلی که باعث شده تااستعدادهای  فوتبال دشتیاری همیشه مخفی بمانند همیشه حسرت به دل حضور جوانان بلوچ در باشگاه ها بزرگ  باشیم بردیگر تیم ها غبطه بخوریم .

یا  این امر هم  روزی قابل حل خواهد بود؟آ

بدون شک تحقق پذیر هست !عنایت مسئولین و وجود شرکتها ، کارکانجات و دهها موسسه مالی که در حوزه شهرستان چابهار فعالیت می کنندمی توانند با هزینه اندک و جدا از در امد، فقط به نیت احیا نام دشتیاری ، سوق دادن جوانان به امر ورزش  و گماردن سدی در برابر تهاجمات بیگانه و اعتیاد خانمان سوز و جذب رضایت باری تعالی و خدمتی بزرگ به دشتیاری و جوانان ان بنمایند .

نماینده مردم حوزه چابهار که برخواسته از بطن مردم دشتیاری است باید نقشی والا و هدفمند در این حیطه بردارد زیرا ابادانی دشتیاری از هر لحاظ موجب ابادانی شهرستان چابهار را در بر دارد دشت وسیع دشتیاری که بهتر بگویم امرزوه به غیر ابادی تبدیل شده،حمایت ویژه ای را می طلبد.حمایت های مادی و معنوی  نماینده محترم که درامر ورزش کمتر چشم نواز است باید زمینه شکوفایی و پیشرفت ورزش اول این مرز و بوم بامطالبه وپیگیری  در مورد امکانات ورزشی و بها دادن به ورزشکاران و زمینه های کشش به سوی ورزش پیش از پیش نهادینه تر گرداند.

آیا وقت آن نرسیده که دولت محبوب و کریمه حسن  روحانی به تحقق شعار اعتدال بپردازد و با شاه کلیدش  قفلی از درهای بسته را بگشاید و آرزو وانتظارچندین ساله مردم دشتیاری با رفع تبعیض ونا عدالتی از بین ببرد و لبخند بر روی لب های ترک برداشته جوانان دشتیاری بنشاند و با توجه ای خاص به برنامه جوانان نامی نیک در اذهان مردم وفا دار دشتیاری به یادگار بنشاند

به این امید که مسئولین ، متولیان ، اندیشمندان ، مدیران ، کارشناسان ، رسانه ها ، سرمایه گزاران و همه ی دست اندکاران فوتبال کشورمان به جنبه ها و ویژگی های فوتبال دشتیاری هم توجه کنند و سعی کنند با توجه بیشتر و عمیق تر نسبت به کشف ظرفیتها و قابلیتهای فوتبال این خطه و استفاده بهینه از این ظرفیتها در مسیر پیشرفت کشور گامی بزرگ برداشته شود   

 واما اینجا آخر ایران نیست!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم تیر 1393ساعت 15:30  توسط حق گو   | 

بمپورکیلویی چند؟!!/نگین سبزبلوچستان موردغضب خدا وبنده ی خدا


زمانی به بمپورمی گفتندنگین سبزبلوچستان نگینی که طلایش رنگ طلایی گندم زارهایش بودو شیرینی خرمای اشکندک و ربی و.. تحفه فرهادبودبه شیرین و دانکوگ و کنچت(کنجد) قلمی ازاقلام بساط خرده ف...روشان دورکلات هیرانشهربودامادیگر نه دانکوگی نه نایی نه پشک خرمایی گویندآب مایه ی حیات است حالاازهرنوعش که باشد اما کانال بمپور خودتشنه ترازآن است که دشت بمپورراسیراب کند.
امروزعکسهایی ازبمپوردیدم که بادوران بچلوکی خودم که گه داری می رفتم زمین تاآسمان فرق داشت دشت بمپورماسه زاربود ودرختان خرما سرخم کرده بودند و خرمانداشتندکه هیچ بلکه پیش و کلنپوگشان هم خشک شده بودندوازمچ بودن خودخجالت می کشیدند.
دیگرمحمدخواب شیرین مهمدراآشفته نمیکرد ونمی گفت:مهمدبلندشونوبت آب ماست و دگار(زمین)راآبیاری کنیم .دیگردادلله به مچ بند و خرماچن نمی رود و دلالان بمی برای خریدخرما بمپورباطعم مضافتی نمی آیند.
حالا بمپور بم است و بادمجان بم آفت ندارد.
این سرزمین .سرزمین سبزوآباددیروزنیست سرزمینی است که هم موردغضب خدا قرارگرفته وهم بنده خدا بنده خدا به رای مجلسش و خداازسرتقصیربندگان خدا وخدا رحم کندبه بندگانش ازغضب بنده ی خداباکی نیست شهرستان نشد که نشدفدای سرت
دیروزدرکوهمیتگ و مچمیتگ و مچان وباتک خدارحمتش راساری و جاری کردامابردشت تفتیده ی بمپور لوروطوفان ...
پناه به خدا تاببینیم چی می شودهرچه پیش آیدخوش آیدماکه خندان می میریم .
درخاتمه قابل توجه ناکومرادمچمیتگی این نوشته انقلاب مخملی برای حذف جوانان خدمتگزارنیست بلکه یک واقعیت تلخ است که ناکومرادبایدآن راقبول کندوتنهاامیدم فرماندارمعززاست وبس
محمدابراهیم رودینی/تیرماه ۹۳/خیرآباد
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم تیر 1393ساعت 15:59  توسط حق گو   | 

ای گیر بده تو!



ندای توسعه چابهار:این روزها خیلی ها مثل آقای جواد صادقی به جناب آقای ملا نماینده گیر دادند که چرا گفتی بلوچستان و نگفتی آب و نان ! در همین راستا جناب نماینده تذکراتی را ارایه فرمودند که ما مانده ایم پی نامشان برویم یا نانشان بگیریم همانا در م...ورد آب و نان و البته اگر فراموش نکرده باشم حتی برق شما به وزیر اخطارنمودیم دیدیم عده ای در فیس بوک دنبال نام می گشتند گفتیم از نان شب هم واجب تر است که چرا قدیم ندیم فیلمی هندی دیدیم به نام نمیدوم چی اگه درست بگیوییم رام و شام ، ضرب المثلی همواره تکرار می شد که " غریبون کی نام امیرون کی شام " نمی دانم جناب جواد صادقی می د اند که معنی اش می شود " نام فقرا شام امرا" اینجاست نام بلوچستان مهمتر می نمود و جماعت پولدار و روزنامه چی های طرفدار ایشان را از ما راضی تر می کرد که فردا به همین خاطر برای ما رای بگیرند اما نباید مهار خویش به این جماعت می دادیم و گفتیم که سادگی ما در اذعان عامه حفظ گردد به وزیر مستقیماً در مورد آب و نان و البته برق تذکر دهیم!
حالا تو گیر بده و متلک بیانداز و شعر بگو، ما که کار خویش به صورت احسنت به انجام رساندیم البته حق نداری حتی فکر کنی که " شیر کچ " هر از گاهی غرش نمی کند!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم تیر 1393ساعت 15:56  توسط حق گو   | 

یونیفورم پوشان اداره برگ راسک به کنتورهای پرمصرف هجوم آورند


من لوک خوش شانسم ازبدشانسی شهرمن "راسک"گرمایش به مثابه گدازه های آتش جهنم است اگرباورنمی کنیدازهواشناسی بپرسیدبهتان خواهدگفت که شهرمن گرمترین شهرکشوراست.
گرمادمارازروزگارمردم درآو...رده است زندگی بدون کولرامکان پذیرنیست گرما خشکش ازداس استاچاشوک برنده تراست امااستامرادکارچ جن می گوید برگ مردم راسک را ارزان کرده ایم .ولی درسال فقط ۳ماه برگ ما راارزان حساب می کننددرحالیکه شهرهای همساهگ ما۹ماه برگشان ارزان است.
یونیفورم پوشان اداره برگ روزی که دولت یارانه هاراواریزمی کندسروکله شان پیدامی شودوانگارمثل چنداکننده های مسیت سازپاکستانی فیش برگ تقدیم می کنندکه بااین پول یارانه ودرآمدماپول بالای برگ مصرفی این مجال رابه آنان می دهدتا به تیربرگهاماچلنداروک شوندوبرگ ماراقطع کنند.
به قول ما "ماچه بی برگیادست مه سراهنت نشتگن"این است قصه تلخ ما اهالی راسک و سرباز
محمدجوادصادقی/تیرماه ۹۳
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم تیر 1393ساعت 15:53  توسط حق گو   | 

باستان شناسان ایتالیایی پارک مدفون شده ی کنارک راکشف کردند


تیم زبده ی کاوشگران وباستان شناسان ایتالیایی بامدیریت دو پروفسوراین رشته باگرایش کنرک شناسی بنام های کاستاکورتاوچیورتاتورتا درکاوشی طاقت فرسااین اثرمنحصربه فردرادرسواحل کنارک پیداکر...دند.
دراین کاوش اسنادی پیداشده که نشان می دهداصل ۴۴قانون اساسی ایران برگرفته ازاین محل باستانی است که قراردادخطی درپوست آهوی کوههای مومان نوشته ورییس وقت میراث فرهنگی این پارک رابه بخش خصوصی واگذارکرده است که فرسایش خاک ساحل آن را به این حال وروزدرآورده است.
دربخش دیگرازکاوش های این اثرتاریخی نشان می دهداعضای شورای وقت آن زمان ورییس میراث فرهنگی در۵هزارسال قبل ازمیلادمسیح برای دریافت جایزه نوبل بهترین پارک ساحلی دنیا مشاجره داشته اند.
کاستاکورتاازهمکاری های بی بدیل آقای بی باک درشناسایی این پارک تشکرکرده است.
محمدجوادصادقی/تیرماه ۹۳
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم تیر 1393ساعت 15:47  توسط حق گو   | 

تیم رباتیک هوایی سراوان به چین اعزام می‎شود

سرپرست تیم رباتیک شهرستان سراوان:

 
تیم رباتیک هوایی سراوان به چین اعزام می‎شود

 

سرپرست تیم رباتیک شهرستان سراوان گفت: تیم رباتیک هوایی شهرستان سراوان به نمایندگی از جمهوری اسلامی ایران به رقابت‌های بین‎المللی هوایی در چین اعزام می‌شود.

 

 محمدباسط درازهی اظهار کرد: تیم رباتیک هوایی شهرستان سراوان به نمایندگی از جمهوری اسلامی ایران به رقابت‌های بین‎المللی هوایی در چین اعزام می‌شود.

 

وی افزود: شرکت بازرگانی باران پخش ایرانیان جنوب شرق با مدیریت عبدالخالق باران زهی اسپانسر این تیم است و تمام هزینه‎های اعزام تیم رباتیک هوایی سراوان را فراهم کرده است.

 

سرپرست تیم رباتیک شهرستان سراوان تصریح کرد: این تیم به بزرگترین و طولانی‎ترین رقابت هوایی جهان 6 مردادماه امسال اعزام خواهد شد.

 

وی عنوان کرد: تیم رباتیک از هیئت مدیره این شرکت و تمامی مسئولان دست‎اندرکار بابت پیگیری امورات اعزام این تیم و به رقابت‌های بین‌المللی هوایی (چین) قدردانی کرد.



www.baranpakhsh.com

بازنشر:پایگاه اطلاع رسانی نیکشهر

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم تیر 1393ساعت 16:50  توسط حق گو   | 

موضوع مجوز رمان دادشاه و بحث اخیر استانی

 

 موضوع مجوز رمان دادشاه و بحث اخیر استانی

 

وبلاگ رازگو بلوچ: ماجرای تقلیل نام استان مان از سیستان و بلوچستان به سیستان و حذف بلوچستان که این روزها  نقل مجالس مجازی و مکتوب است موضوع تازه ای نبوده و گویا تبدیل به یک رویه و عادت شده و نگارنده نیز به نوبه خود مطالبی در چند سال گذشته نوشته و به تبع آن در مواردی منجمله در سایت تابناک تصحیح لازم هم انجام شده است. اما آن چه به این موضوع برای نگارنده رنگی متفاوت می بخشد ارتباط احتمالی اش با ماجرای مجوز رمان دادشاه است. روی صفت احتمالی بودن این موضوع تاکید دارم و امیدوارم هرگز چنین نباشد هر چند ظواهر امر متاسفانه چنین می گویند.

 

وقتی پس مدت ها انتظار و گذشت زمانی غیر معمول سرانجام خبر "غیرمجاز" شدن رمان به شفاهی و غیر رسمی به من اعلام شد تا سه روز در شوک بودم. یک درصد هم چنین احتمالی نمی دادم. از دبیر محترم جایزه رمان اول ماندگار پرسیدم شما که این کتاب را با دقت خوانده اید و برنده اول هم اعلام کرده اید به چیزی برخورده اید که ممکن است علت غیر مجاز شدنش باشد؟  او گفت شاید چون دادشاه شما با دادشاه فیلم سینمایی معروف خیلی فرق دارد. دادشاه در فیلم یک  مبارز سیاسی محض است ولی تو در رمانت اگر چه در مجموع به او حق می دهی اما نگاهت دوسویه و حتی گاه تضعیف کننده است. شاید آن ها صلاح ندیده باشند به ابهت دادشاه خللی وارد شود.

 

ولی دو روز بعد که ناشر محترم با جزئیاتی بیشتر از وزارت ارشاد برگشته بود معلوم شد ماجرا کاملا برعکس است؛ بر تارک ایرادات گرفته شده این دو عبارت می درخشیدند: 1- قهرمان سازی ملی از یک راهزن  2-  نشانه گیری امنیت ملی !

 

جالب این جا است که درست همان روز که صبحش خبر غیرمجاز شدن رمان را به من دادند، شبش پیام اینترنتی موهنی حاوی این مضمون دریافت کردم که ببینیم حالا می توانی کتابت را چاپ کنی و به دست مردم برسانی!

به قولی که به ناشر محترم داده بودم وفادارماندم و نه مصاحبه ای کردم و نه چیزی نوشتم. و قرار شد دفاعیات خود را بفرستم و با همکاری خوبی که در اداره کتاب وزارت ارشاد با موضوع شد توانستم پرونده را بازخوانی و مجددا به جریان بیندازم. در کمال تعجب رد پای نوعی از دلواپسان خاص استانی در آن پیدا شد. کتاب را برخلاف رمان های دیگر قبل از ارسال به کمیته ادبی به استان عزیزمان فرستاده بودند تا جنبه های محلی و قومیتی آن بررسی شود. چشم تان روز بد نبیند. با عباراتی آن را کوبیده بودند که تا مدت ها فکر می کردم خود خفاش شب بوده ام و نمی دانسته ام!

 

کمیته ادبی وزارت هم گویا با استان هم نظر بوده و در نهایت سرگروه بررسی کنندگان محترم متاثر از حملاتی این چنینی نشر آن را به صلاح ندانسته بودند. با پیگیری های نگارنده و ناشر و با مساعدت در خور تحسین مسئول نظارت اداره کتاب وزارت ارشاد قرار شد کتاب این بار در کمیته سومی به نام کمیته تاریخ بررسی شود.

 

خوشبختانه پیش از این علاوه بر رمان توانسته بودم مقاله ای جامع و مستند با بیش از پنجاه رفرنس از موضوع دادشاه آماده کنم  و بفرستم به یکی از موسسات علمی تاریخی که خوشبختانه آن هم بعد از ماه ها بررسی، برگزیده هم شده بود و منتظر نوبت نشر از طریق آن ها است. همان را نیز ارائه کردم تا در بررسی های گروه تاریخ اداره کتاب وزارت ارشاد مد نظر قرار گیرد. آن گونه که مسئول محترم نظارت در جلسه حضوری به من گفتند بررسی آن گویا به دلیل تراکم کاری گروه تاریخ  بخاطر نزدیک بودن به موعد نمایشگاه کتاب 93 قدری زمان برد ولی طی آخرین تماس اینجانب گویا گروه مربوطه نیز نظر خود را داده اما رئیس محترم اداره کتاب پرونده را راسا خواسته اند و هنوز تصمیمی نگرفته اند و رمان دادشاه همچنان دومین سال عدم مجوز را در حال سپری کردن است.

خاطر نشان می سازد رمان تاریخی دادشاه نوشته اکبر رئیسی که برنده رتبه نخست رمان اول ماندگار در سال 1391 گردید و توسط نشر آموت برای اخذ مجوز به وزارت ارشاد سپرده شده است، تاریخ دویست ساله اخیر کشور با محوریت منطقه بلوچستان را با نگاهی ادبی، فولکلوریک، حماسی و جامعه شناختی به تصویر می کشد و به واکاوی شورش 15 ساله دادشاه، کشاورز بلوچ علیه حکومت پهلوی دوم و عوامل محلی آن بین سال های 1321 تا 1336 می پردازد.  

 

اکبر رئیسی

نویسنده رمان دادشاه

برنده رتبه نخست مسابقه رمان اول ماندگار

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 21:55  توسط حق گو   | 

دغدغه ی یک شاعره بلوچ

مریم شیرانی شاعره بلوچ دغدغه های خود دراقتضای زمان از حذف نام بلوچستان در قالب شعری چنین آورده است :

سرموخم می کنم به نوشته ی رومیز

پامیزارم روتاریخ وتقدیر

بامشت می کوبم رو دیوار

خیس می شوندچشمانم

باافتادن قاب عکس دیوار

زنده می شوندرولبم لبخندهای زورکی و معنادار

واتاقی که پرشده هست ازعکس وحرف وشعار

گاهی گابریل گارسیا می گوید و گاهی هدایت حرف نیش دار

وحذف می شودقسمتی ازتاریخ درروزنامه باتکرار

همه خوابندحتی وجدان افراددیندار

خیره به نقشه وبلوچستانی که غریبانه می کریدهوارهوار

کاش هیچ وقت عمل ندهدجایش راشعار

واهای واهوی که بلندمی شود فقط روزی یه بار

وبازی کهنه که تکرارمی شود هزاران بار

کی می شودکه بلوچستانم سبزباشدومثل گذشته باوقار

کی می شودپیداشوندمردانی چون چاکروحمل وجیهندبردبار

که تکه ای ندهندازبلوچستان حتی به بهشت گهربار

که همیشه باشداین سرزمین تاابدسبزوپایدار

مریم شیرانی/تیرماه93

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 21:53  توسط حق گو   | 

تعدد مساجد اقامه ی نمازجمعه در شهر کوچک قصرقند

 

همانگونه که همه می دانید؛مسجد جامع،مسجدی است که مردم در روز آدینه در آن جمع می شوند و نماز جمعه را برگزار می کنند و طبعا هر شهر مسمان نشین یک مسجد جامع دارد.

حال؛

                

به تناسب جمعیت شهر قصرقند،تعداد مساجدی که نماز پرفیض و برکت روز جمعه برگزار و اقامه می شود زیاد است،به گونه ای که حتی در کلان شهری مانند زاهدان هم این تعداد مسجد برای اقامه ی نماز جمعه وجود ندارد.

 تعدد مساجد اقامه نماز جمعه ،در شهر کوچکی مانند قصرقند به هیچ عنوان به صلاح مردم شهر نیست چرا که موجب چند دستگی و عدم همبستگی مردم شهر و حتی خود علماء خواهد بود،و از طرفی جامعیت و یا به عبارتی جامع بودن مسجد شهر را بی مفهوم وبی معنا کرده است،مگر یک شهر کوچک چند مسجد جامع نیاز دارد؟هر چند اقامه ی نماز جمعه در چند مسجد جواز دارد اما افضل و برتر آن است که در یک مکان واحد و باشکوه و با جمعیت انبوه اقامه شود.

اگر چنانچه در برخی از شهرها،در چند مسجد نماز جمعه برگزار می شود،علل وعوامل واضحی  مانند؛جمعیت انبوه،رشد و توسعه ی فوق العاده و گستردگی آنها،طولانی بودن مسافت ها و همچنین وجود مذاهب و فِرَق مختلف اسلامی است،که شهر کوچکی مانند قصرقند هیچکدام از این ویژگیها را ندارد و با وجود مسجد جامع بزرگ شهر(مسجد جامع مکی) که از چندین سال قبل بنا شده و می توان گفت که در مرکز شهر نیز واقع شده است،در چهار مکان نماز جمعه اقامه می شود که در برخی از مساجد حتی چهار صف هم تکمیل نمی شود، درحالی که بخش اعظم  مسجد جامع مکی در روز جمعه خالیست،مردم خوب محله ی کورسر علی رغم طولانی بودن مسافتشان،در روز جمعه به مسجد مکی می آیند و باید به آنها مرحبا گفت،اما متاسفانه ملاهای برخی از محلات با اقامه ی نماز جمعه در مساجد محلی موجب شده اند که مردم آن محلات برای اقامه نماز جمعه درمسجد جامع شهر حاضر نشوند.

این موضوع را چندین بار به مولانا عبدالحمید و مولانا عبدالرحمن چابهاری رسانده اند،مولانا نیز درسفرهایشان به شهر قصرقند بارها از علمای شهر خواسته اند که متحد و منسجم باشند و نماز جمعه را در مسجد جامع برگزار نمایند اما متاسفانه ملاهای شهر قصرقند کماکان به روال قبلی خودشان پایبند هستند.

شاید دلیل اینکه در قصرقند  در چندین محله نماز جمعه اقامه می شود،نبود یک عالم تراز اول است که مردم را متحد و منسجم نماید و موجبات نماز جمعه ای باشکوه را فراهم آورد.

به امید روزی که خدواند سبحان توفیق دهد علماء و مردم شهر قصرقند منسجم و همدل باشند و نماز جمعه ی شهر قصرقند در مسجد جامع شهر با شکوه و جلال برگزار گردد.

                                                                                                              

بازنشر:وبلاگ جوان بلوچ

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 21:21  توسط حق گو   | 

حکایت کسوت الاعتدال رفسنجان و گوچگون سیستان!

روایت است از رسانه ها روزی شیخ پروفسور با جمله گوچگون سیستان در محضر کسوت الاعتدال مشرف همی شدی که حضرت بخندید و خخخخ بگفت: یا جناب شیخ چه عجب! راه گم کرده ای؟ آدرس را از کجا پیدا کردی؟ قدم رنجه فرمودی البته قدومت رو چشم، خاک پایت توتیاست .

شیخ پروفسور فریاد همی زدی و بگفت: نامروتی دیدیم از دلواپسان و دولت اعتدال؛ حاج حسن به سیستان آمد و باما فالوده نخورد ،بستنی اش پیش کش؛ فهمیدیم که راه قدس از کربلا می گذرد آمدیم دست بوست جناب .

حضرت کسوت الاعتدال گفت: مرامت مرا کشته ! اما اگر نوام چامسکی زنده بودی حتماً در ادبیات سیاسی فصلی دگر اضافه نمودی .

شیخ پروفسور گفت: حضرت چطور؟

کسوت الاعتدال گفتا: در سیاست و کیاست شما من مانده ام تو نه آفتابگردانی و نه حزب باد بلکه حزبی جدید بنام حزب سرگردان! رییس حزب باد حاج لیدرالدین مکرانی (م.ح.ر) است. اما تو دست همه را از پشت بسته ای .

شیخ پروفسورگفت: اون رییس حزب باد، محشر است جایی عنوان کرده که بنیان گذار حزب جبهه مشارکت منم! فک سعید حجاریان را اشتباهی پایین آورده اند و سید محمدرضا الکی خون دل خورده است.

شیخ ادامه داد: من از تو در عجبم که هم از آخور خوری و هم زتبره !

حضرت کسوت  الاعتدال گفت: یاشیخ چطور؟

شیخ پروفسور گفت: یا حضرت جناب؛ تو هم با ولایتمدارانی و هم با مکی نشینان و شیخ الاسلام! یا خدا را بخواه یا خرما را !

حضرت کسوت الاسلام گفت: پروفسور تو خواستی مبصر مجلسیان استان بشی به کجا رسید؟

شیخ گفت: خواستیم اما نشد چون ناکو مراد (س. الف) و ملاصاب و حاجی حمید و شیخ هدایت الدین گفتند ما مبصری را از تو مبصر تریم تو با خانم دکتر و آن یکی دکتر بگرد.

شیخ پروفسور اضافه کردی: این همه اختراعات و ابداعات در کشور شما به مخترعان بگویید یک وسیله ای، چیزی ابداع کنند تا گرد و خاک سیستان را به کرمان برد یا هدایت نمایند سوی بلوچستان از بس که دمار از روزگار سیستانیان درآورده است. تازه توسعه سیستان پیشکش نه دانشگاهی داریم نه اداره کل شیلاتی نه ... !

حضرت کسوت الاسلام فرمودی: تو در این فصل انتخابات با ما همراه باش، بچه مثبت باش مثل لولو ممه را نخور همه چی حله قول می دهیم.

خلاصه شیخ پروفسور وقتی از دنیا برفت نکیر و منکر بروی فرود آمدند گفتند: یا شیخ اینجا محشر است و قیامت اینجا سرگردان نباش تکلیفت را روشن کن.

شیخ فریاد زد و گفتا: از خواب بیدارم کردید داشتم چون اشتران که پنبه دانه خوردند در خواب مجلس بعدی را می دیدم نه من بودم و نه ناکو مراد(س.الف) و نه ملاصاب و نه شیخ هدایت الدین چرا که ناکو مراد رد صلاحیت شده بود و ملاصاب مورد غضب مولانا واقع شده شده بود اندر بی بخاری و شیخ هدایت الدین از بس که بلف زدی مردم بهش رای ندادند.

محمدجوادصادقی

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 3:13  توسط حق گو   | 

جوابیه اداره آب و فاضلاب چابهار در خصوص انتقادات امام جمعه اهل سنت چابهار

به گزارش ندای زاهدان بعد از انتقادات مطرح شده توسط امام جمعه اهل سنت چابهار در خصوص مشکلات آب شهری ، اداره آب و فاضلاب چابهار جوابیه ای به شرح ذیل صادر کرد:

امام جمعه محترم اهل سنت شهرستان چابهار

با سلام

احتراماً، پیرو بیانات حضرتعالی در خطبه های نماز جمعه مورخ 13/4/93 در خصوص مشکلات کمبود آب شهری ضمن تشکر از حساسیت و دغدغه دلسوزانه جنابعالی نسبت به مشکلات شهروندان محترم، توجه حضرتعالی را به توضیحات ذیل در جهت تنویر افکار عمومی جلب می نمایم .

1- درخصوص علت کمبود آب اخیر موضوع برخلاف تصور عمومی هیچ ارتباطی به فروش آب تانکری توسط امور ندارد.

اولاً : حجم کل برداشت آب تانکری روزانه از مخزن در اوج مصرف و بالاترین میزان خردادماه مقدار 500 مترمکعب در روز می باشد. در حالیکه میزان آب توزیع شده در شبکه توزیع شهری بستگی به میزان تولید آب شیرین کن مابین 13000 تا 14000 متر مکعب در شبانه روز می باشد که با اندکی بررسی عدم تاثیر میزان ناچیز 500 مترمکعب در ایجاد مشکلات کمبود آب محرز می باشد.

ثانیاً : از میزان 500 مترمکعب برداشت روزانه آب تانکری فقط 200 مترمکعب آن بصورت فروش حواله ای به اشخاص فاقد امتیاز آب یا ساکنین مناطق حاشیه ای شهر از جمله کمب و آنهم با فیش واریزی به شماره حساب امور آب و فاضلاب چابهار انجام می گیرد نه فروش نقدی و مابقی برداشت به شرح ذیل و به صورت رایگان و در راستای رفع مشکلات شهرستان انجام می گیرد:

- روزانه 200 مترمکعب تحویل به تانکرهای آبفای روستائی جهت توزیع در روستاهای تحت پوشش.

- 50 مترمکعب به مساجد و مدارس و حوزه های دینی اهل سنت محترم بصورت رایگان.

- 50 مترمکعب تامین روزانه آب تانکری جهت بیمارستان های امام علی(ع) و درمانگاه های شهر که قبل از تصدی اینجانب توسط بخش خصوصی و از چاههای غیر بهداشتی تامین می گردید.

متاسفانه در دو ماه گذشته بعلت بروز برخی نقایص فنی و خارج شدن دو دستگاه از 8 واحد آب شیرین کن به مدت چندین هفته و همچنین بروز تعدادی شکستگی در خط انتقال آب شیرین کن عده ای با سوء استفاده از نارضایتی شهروندان بعلت کمبود آب اقدام به نشر اکاذیب و شایعه پراکنی با اغراض شخصی نمودند، ضمناً مواردی نیز بعلت محرمانه بودن شفاهی خدمت حضرتعالی عرض خواهد گردید که در نتیجه منجر به انحراف اذهان عمومی از دلایل فنی و همچنین افزایش اشتراکهای این امور در 6 ماه گذشته از 11000 فقره به 14000 فقره گردید.

به هرحال به استحضار می رساند کمبود بوجود آمده در یکماهه اخیر به زودی مرتفع و شرایط به حالت عادی باز می گردد اما وجود برخی کمبودها در سنوات گذشته نیز بوده که در حال حاضر با افزایش اشتراکها محسوستر گردیده است و این امور با تلاش شبانه روزی در حال تکمیل فاز دوم آب شیرین کن چابهار تا 3 ماه آینده و افزایش دو برابری ظرفیت تولید و رفع کامل مشکل کمبود آب در شهرهای چابهار و کنارک است.

درخصوص روستاها، از مجموعه بیش از 70 روستای تحت پوشش خط انتقال شیرگواز بیش از 60 روستا تا دوراهی نگور بعد از تصدی اینجانب با افزایش ظرفیت تولید در شیرگواز مشکلات به طور کامل مرتفع و حتی 20 روستا شامل دلگانها و مجموعه ساندکزهی با حسن نیت اینجانب پس از سالها جلوگیری مسئولین قبلی از اتصال روستاها به خط و در جهت رفع مشکلات روستاییان به خط متصل که به طور شبانه روزی دارای آب سالم شبکه هستند.

مشکل در روستاهای مربوط به خط انتقال فقط شامل 10 روستای بخش مرکزی می باشد که با تلاش شبانه روزی پرسنل و انجام چندین پروژه شامل اصلاح خط انتقال 700 میلیمتر انتقال آب از بند شیرگواز به طول 1000 متر، لایروبی کامل مخازن آب پس از 20 سال بهره برداری، افزایش ظرفیت ایستگاه پمپاژ از یک دستگاه به 3 دستگاه پمپ، ساخت و تکمیل مخزن ذخیره و افزایش پمپاژ در محل بند شیرگواز که انشاءالله تا پایان ماه مبارک رمضان به بهره برداری می رسد مشکل روستاهای فوق الذکر نیز مرتفع خواهد گردید.

ضمناً توزیع آب تانکری در روستاهای دارای مشکل تا آبدار شدن خط انتقال به عهده آبفای روستایی میباشد و تخصیص 15 لیتر آب برای هر نفر در روستاها به این امور مرتبط نمی باشد و اینجانب آمادگی خود را جهت تأمین آب تانکری مورد نیاز آبفای روستایی اعلام می دارم و مشکل مذکور به دلیل کمبود امکانات ناوگان آبفای روستایی می باشد.

در پایان ضمن عذر خواهی از تمامی شهروندان عزیز بعلت مشکلات یکماهه اخیر ضمن طلب دعای خیر از حضرتعالی و شهروندان جهت توفیق خدمت و رفع کلیه مشکلات، آمادگی خود را جهت بررسی کلیه موضوعات مطروحه و صحت و سقم توضیحات اعلام شده توسط اینجانب با حضور نمایندگان اعزامی حضرتعالی، نماینده محترم مردم در مجلس و اعضای محترم شوراهای شهر و روستاها و نمایندگان فرمانداری جهت اطلاع رسانی و تنویر اذهان عمومی در اسرع وقت اعلام می دارم.

ضمناً اقدامات انجام شده توسط اینجانب در شش ماه تصدی امور آبفای چابهار مزید اطلاع به حضور حضرتعالی لیست بپیوست در ادامه مطلب ارسال می گردد.

                                                                        امید حسینی

                                                                          مدیر امور آب و فاضلاب چابهار

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم تیر 1393ساعت 22:30  توسط حق گو   | 

ادویه ای با طعم سوچاکو؛ سوغاتی جدید بهارستان برای جنوب بلوچستان

 

پایگاه خبری تحلیلی تفتان - محمد جواد صادقی: آقای ملاصاب به دلیل سادگی، یکرنگی و صداقت و نیز جوابگو بودن موبایل به صورت شبانه روزی به آقای زهی لو داده که در یکی از گروه کارنجات مصوبه سازی بهارستان تهران ادویه ای با طعم سوچاکو تولید شده و به زودی وارد بازار جنوب استان می شود.

ایشان گفته این ادویه خواص زیادی دارد از جمله تکلیف چندین شهرستان را در سه حوزه انتخابیه جداگانه در الکشن (انتخابات) بعدی مجلس مشخص خواهد کرد.

البته مردم نیکشهر و قصرقند از دیر وقت منتظر چینن ادویه ای خوشمزه ای بوده اند این ادویه برای مردم دو شهرستان نیکشهر و قصرقند حکم پیراهن یوسف و یا نوش دارو برای علاج سهراب را دارد  ولی خدا کند این نوش دارو بعد از مرگ سهراب وارد بازار نشود چرا که آن وقت همان آش خواهد شد و همان کاسه و سایه حضرات کنارکی و دشتیاری بر سرشان همچنان مستدام خواهد ماند و مردم نیکشهر از پیشمنت به بعد را چونان سمرقند و بخارا وار به تک رای سفیدی خواهند بخشید.

البته این ادویه در چابهار و کنارک و دشتیاری معادلات سیاسی را به هم خواهد زد و خانه سیاست چابهار اعم از شماره یک منزل (ع.ص.ک) و شماره دو منزل (م.ح.ر) محل بت گوشت (چلوگوشت) خوری نخواهدبود و واجه سالار و سیط فلانی و شه فلانی جولان خواهند کرد و شش لمبر اثر نخواهد کرد چون مردم نیک می دانند به کی رای بدهند.

اما این ادویه سوچاکو والا سرباز را با دلگان و ایرانشهر به هم خواهد دوخت و دیگر سایه سرباز بر سر ایرانشهر و دلگان مستدام نمی ماند و به طور قطع یقین مدیرکل وکیل می شود و بمپور نیز شهرستان مگر اینکه معجزه ای صورت گیرد و این ادویه با مخلفات دیگری سرباز را به دامن گرم نیکشهر و قصرقند ببرد و  همه چی وفق مراد باشد.

اما از هم اکنون گربه نگهبان گوشت می شود و ترتیب گوشت را خواهد داد و اصلاً همچنین ادویه ای را نخواهند گذاشت سر منجل بازار جنوب بلوچستان برسد.

در خاتمه هرچی پیش آید خوش آید ما رعیت جماعت بن پیروک ما چریک واجه ها بود و خندان می میریم

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم تیر 1393ساعت 22:40  توسط حق گو   | 

حذف نام بلوچستان در برخی از نهادها و ارگانهای دولتی قابل قبول نیست

جدگال در واکنش به حذف نام بلوچستان مطرح کرد:
حذف نام بلوچستان در برخی از نهادها و ارگانهای دولتی قابل قبول نیست/ در نخستین جلسه علنی مجلس شورای اسلامی به رئیس جمهور تذکر شدید خواهیم داد

نماینده مردم شهرستانهای چابهار،کنارک،نیکشهر و قصرقند در مجلس شورای اسلامی گفت: حذف نام بلوچستان در برخی از نهادها و ارگانهای دولتی قابل قبول نیست و اسم استان ما سیستان و بلوچستان است،در نخستین جلسه علنی مجلس شورای اسلامی با کمک و همراهی سایر همکاران به رئیس جمهور تذکر شدید خواهیم داد.

نماینده مردم شهرستانهای چابهار،کنارک،نیکشهر و قصرقند در مجلس شورای اسلامی گفت: حذف نام بلوچستان در برخی از نهادها و ارگانهای دولتی قابل قبول نیست و اسم استان ما سیستان و بلوچستان است،در نخستین جلسه علنی مجلس شورای اسلامی با کمک و همراهی سایر همکاران به رئیس جمهور تذکر شدید خواهیم داد.

یعقوب جدگال در گفت و گو با خبرنگار بلوچ پرس با بیان این مطلب اظهار داشت: به دنبال حذف نام بلوچستان در برخی از نهاد ها و ارگانهای دولتی مردم نقاط مختلف استان سیستان و بلوچستان به شدت ناراحت شده اند و خواستار آن هستند تا پیگیریهایی از طرف نمایندگان صورت بگیرد،این اقدامات باعث جریحه دار شدن احساسات عمومی مردم استان شده است.

جدگال افزود: از آنجایی که نمایندگان باید در مقابل خواسته های آحاد مردم سر تعظیم فرود بیاورند بر این اساس برای پیگیری رفع سریع این مشکل و عدم تکرار آن به زودی اقدامات لازم انجام میگیرد.
وی تصریح کرد: جا دارد از تمامی مردم استان سیستان و بلوچستان که به دنبال ایجاد اقدامات تفرقه افکنانه به شدت هوشیار هستند و از طریق مختلف نارضایتی شدید خود را به اینجانب انتقال و اعلام کرده اند تقدیر و تشکر ویژه نمایم.
وی خاطر نشان کرد: جهت پیگیری موضوع حذف نام بلوچستان از طریق مرکز کشور وارد شده و در اولین فرصت و در نخستین جلسه علنی مجلس شورای اسلامی با کمک و همراهی سایر همکاران به رییس جمهور تذکر شدید خواهیم داد.
وی ادامه داد: از آنجا که موضوع حذف نام بلوچستان موجب جریحه دار شدن احساسات قومی مردم استان شده است لازم است تا برابر قوانین نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران با مسوولین مرتبط برخورد شده و خاطیان نیز هر چه سریعتر برای مردم معرفی و انگیزه آنان نیز از این اقدامات فاحش برای مردم روشن شود.
عضو مجمع نمایندگان سیستان و بلوچستان در مجلس شورای اسلامی در پایان تاکید کرد: لازم است تا از طریق مجاری قانونی و شخص رئیس جمهور اقدامات موثری جهت خاتمه دادن به اقدامات تفرقه افکنانه مشابه که اخیرا به اوج خود رسیده است انجام بگیرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم تیر 1393ساعت 21:11  توسط حق گو   | 

برسد بدست وکیلم آقای محمد سعید اربابی!

 

نماینده  محترم مردم ایرانشهر.فنوج و.... جناب آقای محمد سعید اربابیبا سلام و آرزوی سلامتی 

دوست دارم  بدون مقدمه و تعارفات زائد سخنم را آغاز کنم

 جناب آقای اربابی

باور بفرمایید این نه یک نامه سرگشاده ای برای تخریب جنابعالیست  و نه نوشته ی

 مغرضانه ای همراه با تعصبات قومی و قبیله ای!بلکه فقط درد دل خالصانه ای از  طرف

یک جوان  که همچنان حساب شما را با توجه به فرهنگی بودن شما از خیلی اتفاقات غیرقابل توجیه این ایام جدا می داند

 

من نه مثل برخی جوانان ، بی اطلاعم و نه مانند برخی شیفته، متعصّب وکرسیاما آقای اربابی به

عنوان عضو کوچکی از جوانان فنوجی - سؤالات و انتقاداتی دارم که امیدوارم مورد عنایت قرار گیرد.

اگرچه حتی اگر مورد عنایت قرار نگیرد، همین که در قیامت سربلند باشم که طبق دستور دینم و

 رهبرم  از برخی عملکرد ضعیف  نماینده ای محبوب انتقاد کرده ام  کافی است. درست است که

نماینده مسئولیت اجرایی ندارد و وظیفه اصلی وی قانون گذاری است. اما  نظارت و رسیدگی بر

اجرای قوانین در حوزه ی انتخابیه نیز یر دوش نماینده است . مردمی که پای صندوق های رای حضور

پیدا می کنند و شخصی را به عنوان نماینده ی خود انتخاب می کنند و به مجلس می فرستند از وی

توقع دارند نماینده یاید علاوه بر این که  به وضع قوانین می پردازد و و بر اجرای قانون نظارت می کند

خود را  وکیل مردم حوزه ی انتخابیه ی خود بداند و نقاط ضعف مسئولین اجرایی و قضایی را گزارش کند و نتایج را پی گیری نماید 

در سیستم حکومتی نظام جمهوری اسلامی نمایندگان مجلس که وکلای ملت نامیده می شوند

دارای منزلت خاصی نزد مردم هستند. اما این منزلت همیشگی نیست و کوچکترین بی تفاوتی به نیازها و مطالبات مردم می تواند وجهه ی نماینده مجلس را در میان مردم خدشه دار کند.

همه بالوجدان می دانیم، یک نماینده، تحت هر شرایطی نماینده ی همه مردم شهرستان است، تعلق به همه دارد، سرمایه ی عمومی و همگانی شهرستان است؟ 

آیا شایسته نیست نماینده مجلس، پیش از انکه از سوی افراد و یا گروه خاصی مصادره شود، قلوب همه مردم و خواص شهر را برای خود مصادره کند؟ بعبارتی اگر هم می خواهد مصادره شود برای همه ی مردم مصادره شود. چرا باید عده ای فرصت طلب و سودجو، در هر شهری که باشد پیدا شوند و به  بهانه دوستی و قرابت و تلاش برای خدمت به شهر، خود را برتر از دیگران بدانند، حقی بیشتر از دیگران برای خویش قائل باشند و خود را از دیگران نسبت به امور شهرستان داناتر و دلسوزتر فرض کنند؟ و بِدُور نماینده حصاری شخصی بکشند و در برابر خواست همه مردم، ادعای مالکیت فردی کنند؟ نماینده شهرستان، نماینده ی همه مردم است، باید از همه ظرفیتها و استعدادها و از اندیشه و فکر همه خواص، با هر گرایشی استفاده کند مردم این اتفاقات را خوب می فهمند و اتفاقاً هم خوب تجزیه و تحلیل می کنند آرزوی مردم هر شهری، با هر اندیشه و گرایشی، این است که روزی را ببینند، نماینده مردم، مستقل و آزاد و دیندار و مردمی باشد، وتمام حوزه های انتخابی خویش را با یک چشم نگاه کند حرف بسیار است ولی نکاتی رو میگویم امیدوارم که برخی افراد سودجو وفرصت طلب برداشتهای بیمار خودرا بد نرسانند از همین شهر خودم فنوج اگربگویم که زیاد آمدید حتی فرسنگها از پایتخت برای شرکت در عروسی بشهرما آمدید واین جای بسی خرسندسیت ولی من فکر میکنم امیدوارم که اشتباه فکر کنم بر اثر پالسهای منفی که برخی به ایشان میدهند دچار نوعی بد بینی نسبت به شهر ما شدند از موارد دیگری که که بران شدم از وکیلم گلایه کنم مدتیست ایشان حوزه انتخابیه خودرا فراموش کرده ودر صدر اخبار نیکشهر وچابهار هستن تلاش برای راههای ارتباطی نیکشهر در حالی که بدترین راهها از آن ماست-تلاش برای بیمارستان قصرقندو......برای کسی که نصف روزش را در فضای مجازی سپری میکند وبلاخص پیگیری رخدادهای منطقه نیکشهر چابهار وایرانشهر همیشه عکس وکیلم را در در کنار مسولان حوزه نیکشهر مشاهده کردم و تیتر وصدر اخبار آن حوزه خداروشکر با پرس وجو جستجویی اندک میتوان فهمید که ایشان علاقه شدیدی به رسانه ها و وقت برای بازدید اخبار دارن امیدوارم نیم نگاهی به گلایه یک جوان از شهری که در انتظار استقرار سریع ادارات است نگاهی بیندازند همچنین شاهد شهرستان شدن بمپور عزیز باشیم در زمان حضور شما. بمپوری که زمانی حقی داشت بر گردن تمام تحصیل کرده های شهرم

در پایان ضمن  تشکر از اینکه – احتمالا - برای خواندن این صفحه   وقت شریفتان را می

گذارید از بعضی حاشیه های تند و گزنده عذرخواهی می کنم حرف زیاد بود از حرفهایی

که از زبان شما گفته میشود تا حوادث واتفاقات ونقل وانتقال مدیران ولی پا فراتر

نگذاردیم تا خدای نکرده غرضی ایجاد نشود وهمچنین سهمی کوچک وکمکی ریز در

کمتر کردن حاشیه ها وتمرکز بیشتر جنابعالی به امور کشور وحوزه انتخابیه

و من الله توفیق-قوام ریسی- شهروند فنوجی


سرقت شده از fanoojnews.blog.ir قوام ریسی

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم تیر 1393ساعت 23:8  توسط حق گو   | 

قصرقندشهربی کلانتر

 

همیشه با خودم کلنجار می رفتم چرا قصرقند پس از این همه سال شهرستان نمی شود به زمین و زمان فحش میدادم خوب ما هم آدمیم تو فیسبوکی جایی فلانی تو پروفایل مان بنویسم بچه شهرستان قصرقند تو دلم به عنوان عقده مانده حالا بماند ملاصاب مخالف بود بی بی مهگل و کهدا گزوک هم مخالف بودند پشت پرده چی بود خدا می داند.

اما بعد از ۷۵ سال شهر ما را شهرستان کردند مرکزش را هم قصرقند خیابانش هنوز دو بچیل(دو وجب) است پیاده روهاش محل فروش بانکلینک (باقلا) و گنیچ و بکمی دارو مارپوژو بود و هنوز است. راهنمایی رانندگی فقط کیوسک دارد اما پلیس و میجر و پوجی ندارد هنوز که هنوزه فروش پکورا و جلیبی و حلوا و سمبوسه درسیطره مردم روستای بغل دستی است.

این وژنامی(خوشنامی) به واجه بارکزهی رسید و زمان حاج حاتم نارویی این مهم تحقق یافت به امید اینکه شهر ما فردا پس فردا شبیه تهران میشود و مخابراتش مخابرات و همه چیزش میزان می شود ADSL دار می شویم  به خودپرداز بانکها که مراجعه می کنیم هر خدماتی بهت می دهند به جز پول نقد؛ آخه سریع میگه امری دیگه ای نداری؟ بهش میگم نه قربانت به عمه ات سلام برسون. بهمون میخنده  و میگه چای درخدمتت باشیم . خوب لامصب چه مرگته؟ میگه بیشعور مشکل بانک نیست مشکل سیستم مخابرات است.

البته بانک ملی به خودش نگیره چون این بانک کارش درسته به رییس مخابرات نیکشهر میگیم جناب چی شده؟ میگه سارقین معزز تمام سیم ها را دزدیدند و مخابرات استان بیچاره سیم ندارد اما خودم رفتم مخابرات استان انبار پرسیم عکس گرفتم تا باورتان شود حالا مشکل کجاست شما خودتان پرتغال فروش را پیدا کنید دنبال بزار فروش نباشید.

خلاصه وضع مخابرات آنقدر خرابه که همه مان تابلو شدیم هر موقع موبایلمان "نوریسپرتوپیجینگ بزنه" (دردسترس نیست ) بگه زمین و زمان می فهمند من در قصرقند هستم شهرستان به این وسعت مخابراتش فقط یک سیم بان داره واقعاً خنده دار است.

باز خنده دار ترین قسمت ماجرا این است که سیم های مخابراتی محدوده پاسگاه و پمپ بنزین را به دلیل امن و امان بودن اون منطقه دزدیدند مردم در زمان ضرورت به پلیس ۱۱۰زنگ می زنند کسی گوشی را برنمی دارد فکرمی کنند پلیس ها خوابند اما نمی دانند که پلیس تلفنش به دلیل سرقت کابل ها قطع است! و این است علایم یک شهربی کلانتر! این علایم را یاد بگیرید که از سوالات مهم کنکورست. در ضمن پمپ بنزین هم همین مشکل را دارد که پازگاه دارد.

حالا مردمی که میخواهند بروند پاسک برای دم و چوف باید از قبل وقت بگیرند اما اونجا فقط دکل ستاد بحران نصب است و آنتن مانتن یوخت روستای زین الدینی هم همین وضعیت را دارد نه تلفن ملکی (ثابت) نه موبایل آنتن دارد حالا تکلیف چیست؟ همراه اول ؛ تو کی میگی هیچکس تنها نیست! پس چرا مردم قصرقند تنها و بی وس اند!

اینترنتش هم مثل ماشینی که کاربراتورش کثیف باشد ریپ میزند دقیقاً اینجوری است هر پنج دقیقه قطع و وصل میشه و گاهی وقتها گیرپاچ میکند تا دوروز قطع است. بدوستان واتساپی هم عرض شده که عکس برای قصرقندیها نفرستید چون هرگز دانلود نمیشه ویدیو که جای خود دارد.

حالا به بانوک لندنی ویل پوش می گویم این مشکل را حل کند تا این شهر بی کلانتر نباشد البته از نوع کلانترهای عملگرا نه شعارگرا! بانوک گفت یافت می نشود این کیمیا، که ما جسته ایم بسیار. فهمیدم منظور بانوک جارجتپوش اینه که فعلاً تا چند سال شترانی خواهیم بود که در خواب ماکارونی تک ماکارون میخورند اندر انتظار فیبرنوری و اینترنت باز سرعت.

محمدجواد صادقی

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم تیر 1393ساعت 22:32  توسط حق گو   | 

وبلاگ فنوچ چه خبر نوشت :
 بااجازه همه نخبه ها واساتید شهرم قصد دارم دراین پست بپردازیم به موضوعی که خیلی از همشهریان در نظرات خودشون خواهان نقد آموزش وپرورش شهر شدن از اونجایی که بنده اطلاع ناچیزی دارم از اوضاع واخبار ووقایع درمورد مهمترین نهاد شهری برآن شدیم تا بدون پرده تمامی نظرات شما رو از آقای صمد نارویی که نزدیک یک دهه است که مدیریت آموزش و پرورش شهرستان فنوج را به عهده دارد جویا بشم؛مدت زمانی  که علاوه بر طولانی و غیر مرسوم بودن، نقدها و نارضایتی‌های نسبتاً گسترده‌ای به دنبال داشته و تقریباً در دو سال گذشته وارد مراحل جدیدتری شده‌است.میخواهیم بدانیم آیا بحق است یا از روی… سوالهایی که بیشتر در محافل بگوش میرسد ازاین قرار است که:کم کاری کارکنان وباند بازی باعث ضعف مدیریتی آقای نارویی شده-عده ای براین باورند که کسانی با برنامه ریزی اهدافی خواهان عزل وانتصاب فرد مورد علاقه خود هستند-برخی نیز وضعیت بد صندوق وسرانه آموزش وپرورش باعث سروصداها شده-عده ای کم کاری خود نارویی وبی برنامگی سالهای اخیر وعدم پیشرفت تحصیل وافت نبوغ همچنین کاهش آمار پذیرفته شدگان دانشگاهی را از عوامل اعتراض میدانند-ودر آخر تعدادی براین باورند که میدان دادن افرادی وونادیده گرفتن افراد دیگر وبیشتر تصمیمات را دیگران تحمیل میکنند به مدیر یا در واقع نادیده گرفتن ایشان در امور مختلف

لطفا نظرات خود را از طریق همین وبلاگ اعلام کنید.لازم به ذکر است همه نظرات دریافتی (منتشر شده و منتشر نشده) به اطلاع مدیر آموزش و پرورش فنوج خواهد رسید.

پس لطفا ادامه جمله( اگر من مدیر آموزش وپرورش بودم…….) رو کامل کنید

سرقت شده از fanoojnews.blog.ir قوام ریسی
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم تیر 1393ساعت 4:35  توسط حق گو   | 

درد دلهای بمپور با قصرقند!

قصرقند گفت: بمپورجان اصلاً ولش کن من که میدونم تا سعید اربابی وکیل است تو شهرستان نمیشی اصلاً بیایید از رفتن شیرمحمد اسپندار به همایش تهران جلوگیری کنید و شرط بگذارید تا بمپور شهرستان نشه شیرمحمد را نمیگذاریم بیاد تهران!

 

پایگاه خبری تحلیلی تفتان: چند روزی پس از ارتقای قصرقند به شهرستان،  بمپور برای عرض سلام و تبریک دوست و یار قدیمی خود محضر وی شرفیاب شد و  ملاقات شان با برگزاری مراسم خاصی در باغ میر آغاز شد.

 

بمپور رو به قصرقند کرد و گفت: جناب قصرقند ای یار دبستانی من  مگر من و تو با یزد و سمنان باهم بخش نشدیم من اونها را کارندارم آنها خونشان رنگین تر است و تازه از من و تو  نه تنها زودتر به شهرستان ارتقا پیدا کردند بلکه مرکز استان نیز شدند.

 

ای ناقلا بگو تو چکار کردی که  زودتر شهرستان شدی تا منم همین کار را انجام دهم و به شهرستان ارتقا پیدا کنم؟

 

قصرقند پاسخ داد: ای رفیق برای شهرستان شدن من یعقوب جدگال بخاطر رأی های تلنگ کلی مخالفت کرد و گریه و زاری های من چند سال طول کشید اما انتخابات نزدیک شد و آقای بارکزهی شهردار قصرقند زحمت کشید و شهرستان شدم.

 

اما شما درانتخابات از آقای افرازه حمایت کردید و آخرش افرازه وکیل نشد و سعید اربابی با شما لج کرد و گفت؛ «من کیشکوره چوک نهن اگن بلن بمپور شهرستان ببی»!

 

در ضمن آقایان افرازه و میهنی حکم فرمانداری نیکشهر (در برگ  (A۵هم در جیب کت خودش داشت ولی آن آقا ناکوت شان کرد و آخر سری افرازه به مدیرکلی بازارچه های مرزی راضی شد چون فهمیده بود مثل میرمرادزهی از فرمانداری نیکشهر راحت میشود رفت مجلس!

 

بعدش کلی آباد دارید؛ خیرآباد، میرآباد و محد آباد و تو هر شهرش هم وکیل دارید؛ ابراهیم، حمید ، فلان و ... شما بروید اعلام استقلال کنید، کشوری بنام بمپورستان ایجاد نمایید و رییس جمهورش را هم محمد ابراهیم رودینی معرفی کنید.

 

ولی من ا.. بختکی شهرستان شدم تازه الان ففط نامم شهرستان شده آه در بساط ندارم نه جاده ای نه سرکی نه رودی هیچی ندارم.

 

بمپور در جواب قصرقند گفت: لامصب برو شکرخداکن حداقل مردم شهرت می گویند مابچه شهرستان قصرقند  هستیم و  یک سر و گردن از من بالاتری در حالیکه نه آب نه برق درست حسابی دارم می خواهند پترو نمی دونم چی چی درست کنند و  ۴۰هزار نفر کارگر هم بیارند آن وقت ببین چی میشه نون برای خوردن گیر نمیاد.

 

قصرفند افزود: پوکو شما هنوز قدردان سعید اربابی و واجه داودی نیستید مگه این حاتم نارویی استاندار قبلی بستگانش بمپوری نبودند اون که در تمام جلسات از بی بی مهگل و کهدا گزوک تعریف میکرد.

 

بمپور گفت: این حاتم هم هیچ کاری نکرد اون میخواست محمدخدابخش راشهرداربمپورکنه ولی گفتنداین که راننده است بعد واجه صلاح زهی شهردار شد.

 

قصرقند گفت: بمپورجان اصلاً ولش کن من که میدونم تا سعید اربابی وکیل است تو شهرستان نمیشی اصلاً بیایید از رفتن شیرمحمد اسپندار به همایش تهران جلوگیری کنید و شرط بگذارید تا بمپور شهرستان نشه شیرمحمد را نمیگذاریم بیاد تهران!

 

بمپور با خوشحالی گفت: عجب فکری است! رفیق تازه می ریم آثار مهتاب نوروزی را  هم از موزه سعد آباد تهران بر می گردانیم تا من رو شهرستان اعلام کنند .

 

قصرقند در پایان گفت: سوچی بابا اصلاً جوش نزن فشارمی ره بالا شهرستان نشدی که نشدی فدای سرت بالاخره زمستان میره و روسیاهی به ذغال میمونه بیا مقداری چتنی و هرام و ترشی سرکه ای واسه خودت و مقداری برای وارث من محمد خدابخش و خان محمد ساچی و ممد گلچهره ببرو بگو بیایید با ناکوزهت های خود شریعت کنید و باغ های انبه خود را بگیرید.

 

بمپور بنده خدا پس ازملاقات با قصرقند با دلی مملو  از غم و اندوه با ماشین تویوتا ۲ هزار اشرف از راه جکیگور برگشت که متأسفانه در کیشکور ملک سعید اربابی ماشین پنچر شد تا مردم کیشکور متوجه شدند ماشین متعلق به بمپور است، آن غریب را تا بمپور کتک زنان و پیاده روانه کردند .

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم تیر 1393ساعت 4:18  توسط حق گو   | 

وقتی اداره برق کمیته امداد می شود!

 

 

پایگاه خبری تحلیلی تفتان: در این وانفسای دنیا چه کارها که انجام نمی شود! بعضی وقتها این مسؤولین عزیز و خدمتگزار که از جاده چابهار و کنارک یا به قول بلوچ های پاکستان (پکارود) عبور می کنند و با مشاهده مردم و کودکانی که در این گرما و شرجی هوا گالنی به دستشان است اما بدون آب به خانه برمی گردند، حس انسان دوستی شان برانیگخته می شود .

 حالا جدای از منصب دولتی اش که به خیر و برکت اخوی و ملاصاحب بهش دست یافته؛ اصلاً آن ذات انسانی و سیرت پاکش اجازه نمی دهد که همنوعانش دراین فلاکت زندگی کنند حالا فرقی نمی کند مسؤولیت و وظیفه سازمانی و تعریف شده اش چی باشد .

فرق هم نمی کند رییس اداره برق باشد یا دامپزشکی! شاید طرف در پست قبلی اش که مشغول بوده، مسؤولیت خدمات رسانی و سرشماری میهمانان فلان اداره کل بوده و تجربیات ارزنده ای هم که کسب کرده در همین راستاست و طبیعتاً وقتی به ریاست اداره می رسد؛ به کارمندان دستور صادر میکنه که مردم روستاهای گبولان، شمه سر، بان سنت و انگورآباد که در مسیر آمدنم بودند؛ از بی آبی داشتند هلاک می شدند بروید بهشان آبرسانی کنید .

کارمندان هر چی پریات (التماس) میکنند جناب اینجا وظیفه ما ساخت و ساز است اصلاً به ما چه ارتباطی دارد که فلان دهات آب ندارند!

رییس نعره میزنه و میگه اصلاً بجای آب بهشان یخ بدهید! بروید از سردخانه  فلانی ، بهش سلام برسونید و بگید رییس گفته ۳۰۰ قالب یخ جور کنه بدهیم به نیازمندان .

کارمندان گیج و مبهوت میگویند جناب رئیس پس این ساخت و سازها چی میشه! رئیس هم پاسخ میده "مگه زمینی اطراف مانده که ما ساخت و ساز کنیم؛ همه را این زمین خواران مثل بت گوشت (چلوگوشت) خوردند و صاحب شدند"!

کارکنان هم در حسرت رییس قبلی که الان در فلان جا کارشناس شده، با خودشان میگویند کجایی فلان بخش! این رئیس به یاد شغلی که در اداره کل داشته است افتاده و ما را دنبال نخود سیاه و توزیع یخ به روستاها میفرسته!

البته خدا خیرش بدهد به قول شاعر توزیع یخ و ساخت و ساز هر دو خدمت به خلقند اما این کجا و آن کجا ....

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم تیر 1393ساعت 0:57  توسط حق گو   | 

مطالب قدیمی‌تر